چایی می نوشیدم و یادش افتادم،یکباره دلتنگش شدم... بغض کردم و اشک در چشمانم حلقه زد؛ همه با تعجب نگاهم کردند... لبخند تلخی زدم و گفتم: چقدر داغ بود! "رها آذین" ...